ناصر الدين انصارى قمى

294

اختران فقاهت ( فارسى )

كشورهاى اسلامى طنين‌افكن شد ، حاكم سياسى عراق براى پايين آوردن موقعيت و ميزان قدر ميرزاى شيرازى ، يكى از مشاهير علماى زمانش را بر آن داشت تا به سامرا رود و پس از ديدار ميرزا ، در حضور جمع فضلا و مردم ، از آن جناب پرسش‌هاى ادبى و نحوى و اشعار گوناگون بنمايد ، تا ميرزا در پاسخ بماند و قدر و قيمت ايشان در انظار عمومى مردم پايين آيد . آن مرد به سامرا آمد و در محضر ميرزا - كه آكنده از فضلا و دانشمندان بود - به طرح پرسش‌هاى گوناگون پرداخت ، بدان اميد كه احدى را ياراى پاسخ‌گويى وى نيست . ميرزاى شيرازى به ميرزا ابوالفضل تهرانى اشاره كرد تا جوابش را بدهد ، لذا هر قصيده‌اى كه آن مرد عالم مطلعش را خواند ، ميرزا ابوالفضل از اول تا آخرش را خواند و هر قاعدهء ادبى را كه او مطرح كرد علامهء تهرانى حد و رسم و موافق و مخالفش و ايرادات و پاسخ‌هاى آنها و مختار در آن باب را ذكر نمود ، به‌گونه‌اى كه دهان همگان از شگفتى بازماند و لرزه بر اندام آن مرد عالم افتاد و همگان دانستند كه او هماورد علامه ميرزا ابوالفضل تهرانى نيست و اين سبب عظمت مقام ميرزاى شيرازى گرديد ( چون علامه تهرانى چنان وانمود كرد كه تمام علمش ، قطره‌اى از درياى دانش ميرزا است ) . « 1 » كتابخانه وى در سامرا كتابخانه‌اى عظيم و مشحون از نفايس مخطوطات و كتاب‌هاى چاپى فراهم آورده بود كه از ملاحظهء نام مصادر كتاب شرح زيارت عاشورا اين گفتار روشن مىشود . پس از وفاتش اين كتابخانه به فرزندش آيت اللّه ميرزا محمّد ثقفى تهرانى رسيد . حاج ميرزا محمّد ثقفى از مادرش نقل مىكرد : مرحوم علامهء تهرانى در سامراء براى خريد كتاب لباس‌هايش را گرو

--> ( 1 ) . محدث ارموى ، مقدمهء ديوان الطهرانى ، ص س - سا .